درس
- در 200 یا 201 هجری مأمون او را از مدینه به خراسان آورد، از راه بصره، به همراهی رجاء بن ابیالضحاک، خویشاوند فضل بن سهل (تاریخ یعقوبی)؛ شیخ مفید نام همراه را الجلودی میآورد و میگوید گروهی از خاندان ابوطالب نیز با او فراخوانده شدند (الارشاد). مسیر او را از کوفه و شهرهای شیعه دور نگه داشتند، از بیم آنکه شیعه گرد او جمع شوند (مجموعه آثار مرتضی مطهری).
- در نیشابور محدثان پیش از رفتنش از او حدیثی خواستند. اسحاق بن راهویه روایت میکند که او سر از محمل بیرون آورد و فرمود از پدرش موسی بن جعفر شنید، از پدرانش، هر یک از پدرش، تا علی بن ابیطالب، از رسول خدا، از جبرئیل، از خدا: «جمله لا اله الا الله دژ من است، پس هر که به دژ من درآید از عذاب من ایمن است.» چون محملش به راه افتاد بانگ زد: با شرایطش، و من خود یکی از آن شرایطم (التوحید شیخ صدوق).
- چون همه راویان آن امام معصوماند، تا پیامبر، از جبرئیل، از خدا، آن را سلسلة الذهب، زنجیره زرین، مینامند. صدوق آن را در التوحید، الامالی، معانی الاخبار و عیون اخبار الرضا روایت کرده است؛ شیخ طوسی آن را در الامالی بدون جمله پایانی روایت کرده است. صدوق توضیح میدهد که یکی از شرایط لا اله الا الله اقرار به امامت اوست، بهعنوان امام منصوب از سوی خدا که اطاعتش واجب است (التوحید).
پرسشها
بر پایهٔ حدیثی که امام رضا علیهالسلام در نیشابور فرمود، جملهٔ «لا اله الا الله» چه چیزی است؟
چرا سلسلهٔ راویان حدیث امام رضا علیهالسلام را «سلسلة الذهب» یعنی زنجیرهٔ زرین مینامند؟
بر پایهٔ توضیح شیخ صدوق، یکی از شرایط جملهٔ «لا اله الا الله» چیست؟
پرسشها را هوش مصنوعی از نکات درس نوشته و هر پاسخ با نکتهاش سنجیده شده است.