SMHMشهید مدثر حسین مهدی
← صحیفه سجادیه

نیایش ۵۲

من دعائه عليه السلام في الالحاح على الله تعالى

در مقام الحاح ‌و اصرار ‌و التماس به درگاه خدا به این دعا با خدا راز ‌و نیاز می کرد

ترجمه فارسی: مهدی الهی قمشه‌ای

يَا اللَّهُ الَّذِي لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ، وَ كَيْفَ يَخْفَى عَلَيْكَ يَا إِلَهِي مَا أَنْتَ خَلَقْتَهُ، وَ كَيْفَ لَا تُحْصِي مَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ، أَوْ كَيْفَ يَغِيبُ عَنْكَ مَا أَنْتَ تُدَبِّرُهُ، أَوْ كَيْفَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَهْرُبَ مِنْكَ مَنْ لَا حَيَاةَ لَهُ إِلَّا بِرِزْقِكَ، أَوْ كَيْفَ يَنْجُو مِنْكَ مَنْ لَا مَذْهَبَ لَهُ فِي غيْرِ مُلْكِكَ. سُبْحَانَكَ أَخْشَى خَلْقِكَ لَكَ أَعْلَمُهُمْ بِكَ، وَ أَخْضَعُهُمْ لَكَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِكَ، وَ أَهْوَنُهُمْ عَلَيْكَ مَنْ أَنْتَ تَرْزُقُهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ غَيْرَكَ سُبْحَانَكَ لَا يَنْقُصُ سُلْطَانَكَ مَنْ أَشْرَكَ بِكَ، وَ كَذَّبَ رُسُلَكَ،

وَ لَيْسَ يَسْتَطِيعُ مَنْ كَرِهَ قَضَاءَكَ أَنْ يَرُدَّ أَمْرَكَ، وَ لَا يَمْتَنِعُ مِنْكَ مَنْ كَذَّبَ بِقُدْرَتِكَ، وَ لَا يَفُوتُكَ مَنْ عَبَدَ غَيْرَكَ، وَ لَا يُعَمَّرُ فِي الدُّنْيَا مَنْ كَرِهَ لِقَاءَكَ. سُبْحَانَكَ مَا أَعْظَمَ شَأْنَكَ، وَ أَقْهَرَ سُلْطَانَكَ، وَ أَشَدَّ قُوَّتَكَ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَكَ سُبْحَانَكَ قَضَيْتَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ الْمَوْتَ مَنْ وَحَّدَكَ وَ مَنْ كَفَرَ بِكَ، وَ كُلٌّ ذَائِقُ الْمَوْتِ، وَ كُلٌّ صَائِرٌ إِلَيْكَ، فَتَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ. آمَنْتُ بِكَ، وَ صَدَّقْتُ رُسُلَكَ، وَ قَبِلْتُ كِتَابَكَ، وَ كَفَرْتُ بِكُلِّ مَعْبُودٍ غَيْرِكَ، وَ بَرِئْتُ مِمَّنْ عَبَدَ سِوَاكَ.

اللَّهُمَّ إِنِّي أُصْبِحُ وَ أُمْسِي مُسْتَقِلًّا لِعَمَلِي، مُعْتَرِفاً بِذَنْبِي، مُقِرّاً بِخَطَايَايَ، أَنَا بِإِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي ذَلِيلٌ، عَمَلِي أَهْلَكَنِي، وَ هَوَايَ أَرْدَانِي، وَ شَهَوَاتِي حَرَمَتْنِي. فَأَسْأَلُكَ يَا مَوْلَايَ سُؤَالَ مَنْ نَفْسُهُ لَاهِيَةٌ لِطُولِ أَمَلِهِ، وَ بَدَنُهُ غَافِلٌ لِسُكُونِ عُرُوقِهِ، وَ قَلْبُهُ مَفْتُونٌ بِكَثْرَةِ النِّعَمِ عَلَيْهِ، وَ فِكْرُهُ قَلِيلٌ لِمَا هُوَ صَائِرٌ إِلَيْهِ. سُؤَالَ مَنْ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْأَمَلُ، وَ فَتَنَهُ الْهَوَى، وَ اسْتَمْكَنَتْ مِنْهُ الدُّنْيَا، وَ أَظَلَّهُ الْأَجَلُ، سُؤَالَ مَنِ اسْتَكْثَرَ ذُنُوبَهُ، وَ اعْتَرَفَ بِخَطِيئَتِهِ، سُؤَالَ مَنْ لَا رَبَّ لَهُ غَيْرُكَ، وَ لَا وَلِيَّ لَهُ دُونَكَ،

وَ لَا مُنْقِذَ لَهُ مِنْكَ، وَ لَا مَلْجَأَ لَهُ مِنْكَ، إِلَّا إِلَيْكَ. إِلَهِي أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْوَاجِبِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي أَمَرْتَ رَسُولَكَ أَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ، وَ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ، الَّذِي لَا يَبْلَى وَ لَا يَتَغَيَّرُ، وَ لَا يَحُولُ وَ لَا يَفْنَى، أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تُغْنِيَنِي عَنْ كُلِّ شَيْءٍ بِعِبَادَتِكَ، وَ أَنْ تُسَلِّيَ نَفْسِي عَنِ الدُّنْيَا بِمَخَافَتِكَ، وَ أَنْ تُثْنِيَنِي بِالْكَثِيرِ مِنْ كَرَامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ. فَإِلَيْكَ أَفِرُّ، و مِنْكَ أَخَافُ، وَ بِكَ أَسْتَغِيثُ، وَ إِيَّاكَ أَرْجُو، وَ لَكَ أَدْعُو، وَ إِلَيْكَ أَلْجَأُ، وَ بِكَ أَثِقُ، وَ إِيَّاكَ أَسْتَعِينُ،

وَ بِكَ أُومِنُ، وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ، وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ.

ای خدائی که در همه آسمان ‌و زمین (و تمام عوالم غیب ‌و شهود) چیزی بر تو مخفی نیست (و از احاطه علم تو خارج نخواهد بود) ‌و چگونه چیزی که تو ای خدای من (به علم ازلی ‌و حکمت بالغه خود) آفریده ای بر تو مخفی تواند بود؟ ‌و چگونه از نظر تو پنهان شود چیزی که به تدبیر خلقت (و تکمیل وجود ‌آن ‌و تربیت ‌و رزق هر روزه ‌آن حضرتت) پیوسته توجه داری ‌و یا چگونه از (ملک ‌و حکم) تو فرار تواند کرد چیزی که جز به رزق تو زنده نتواند بود؟ (و اگر روزی روزی تو به او نرسد بدست مرگ نابود خواهد شد؟) ‌و یا چگونه از (قهر ) تو (جز به لطفت) راه نجاتی دارد ‌و در غیر ملک تو رهگذری (و راه خروجی) تواند یافت؟

ای خدای پاک ‌و منزه (از هر نقص ‌و عیب) خدا ترس ترین بندگان تو آنکس است که علم ‌و معرفتش به تو بیشتر است (بحکم انما یخشی الله من عباده العلماء) ‌و دلیل ‌و خاضعترین کس به درگاهت ‌آن بنده ایست که بیشتر به کار طاعتت پرداخته (و به انجام اوامرت کاملتر قیام کرده) است ‌و بیقدر ‌و خوارتر بنده نزد تو ‌آن کس است که رزق ‌و روزی تو او را پرورش می دهد ‌و او به پرستش غیر تو می پردازد

ای خدای پاک ‌و منزه ‌آن کس که (به کفر ‌و ضلالت) به تو (خدای یکتای عالم ‌و یگانه سلطان ملک وجود) شرک آرد ‌و رسولانت را تکذیب کند (به خود ظلم کرده و) از سلطنت (و خدائی) تو چیزی نکاهد (و نقص ‌و رخنه ای در ملک تو نتواند وارد آرد) ‌و کسی که قضاء ‌و قدرت (در ملک آفرینش ‌و حسن نظام خلقت) بر او ناپسند است (و راضی به حسن قضای تو نیست) البته قادر بر آنکه قضای تو رد کند (و حکمت را در نظام عالم دگرگون کند) البته نخواهد بود ‌و کسی که قدرتت را تکذیب کند عاجزتر از آنست که از ‌آن قدرت امتناع ورزد ‌و سرپیچی کند ‌و ‌آن کس که غیر تو را پرستش کند (و هوای نفس ‌و بتها ‌و فرعون ‌و مهر ‌و ماه ‌و ستارگان ‌و غیره را معبود خود سازد) هرگز از محیط علم ‌و قدرتت بیرون نرود ‌آن کس که مرگ ‌و لقای تو را روز مرگ دوست ندارد هم عمر ابد در دنیا نخواهد کرد ‌و از چنگ مرگ نجات نخواهد داشت (یعنی هر که راضی یا ناراضی به مرگ است همه می میرند ‌و زنده ‌ی ابد جز خدا احدی نخواهد بود پس بهتر آنست که مردم به روز مرگ که وقت ملاقات خداست راضی شوند بلکه بدان شاد ‌و مشتاق باشند)

ای خدای پاک ‌و منزه چقدر شان ‌و جلال تو بزرگ ‌و سلطنت ‌و شاهنشاهیت قاهر ‌و غالب ‌و قوت ‌و قدرتت شدید ‌و فرمانت (در همه ‌ی عوالم وجود) نافذ است (و احدی را قدرت سرپیچی از امرت نیست)

ای خدای پاک ‌و منزه تو بر تمام خلائق چه به یکتائی تو مقر ‌و معترف باشند یا مشرک ‌و کافر باشد بر همه حکم به مرگ ‌و فنا کردی ‌و جمیع خلق شربت (ناگوار یا گوارای) مرگ را خواهند چشید ‌و همه از این عالم پست دنیای فانی به سوی تو (و جهان حیواه جاودانی) حتما به سیر (تکامل که حکم ربوبیت است) روانه شوند باری ای خدا بزرگوار است ‌و متعالی ذات یکتایت ‌و (در عالم وجود) جز تو خدائی نیست تو یگانه ای ‌و بی شرک ‌و شریک

من به یکتائی ‌و یگانگی تو ایمان آوردم ‌و رسولان ‌و پیمبرانت را تصدیق کردم ‌و کتاب وحیت را به حق پذیرفتم ‌و به هر معبودی جز تو کافرم ‌و از هر که غیر تو را پرستش کند بیزارم

ای خدای من در صبح ‌و شام که بر من می گذرد بسیار عمل (طاعتم) قلیل ‌و ناچیز است ‌و به گناهان ‌و خطاهای خود (که فراوان ‌و بسیار است) اقرار ‌و اعتراف می کنم من به واسطه اسراف ‌و ظلم به نفس خود ذلیل ‌و خوارم ‌و کردار زشت من مرا به هلاکت رسانیده ‌و هوای نفس ‌و شهوتهای (ناروای) من مرتبه ام را (نزد حضرتت) پست کرده ‌و مرا (از لطف ‌و عنایتت) محروم گردانیده ای

مولای من لذا از درگاه حضرتت درخواست می کنم درخواست کسی که به سبب آمال ‌و آرزوهای دور ‌و دراز عمرش به لهو (و لعب) گذشته بدنش به واسطه آرامش عروق ‌و سلامتی غافل (از یاد حق) شده ‌و قلبش به واسطه کثرت ‌و فراوانی نعمتهایت (به نعمت) مفتون ‌و مغرور گردیده (و منعم خود را فراموش کرده) ‌و کمتر به فکر ‌آن عالم ابدیست که به سوی ‌آن می رود (و به زودی از این منزل موقت بدان منزلگاه ابد خواهد شتافت)

از تو درخواست می کنم (ای مولای من) درخواست کسی که امل (و آرزوهای دنیوی) بر او غلبه کرده ‌و مفتون ‌و مغرور هوای نفس گردیده ‌و (حب) دنیا در دلش جای گرفته ‌و اجل (و مرگ حتمی) بر سرش سایه انداخته است سئوال کسی که گناهانش بسیار ‌و به خطای خویش معترف است سئوال کسی که جز تو خدائی ‌و ولی نعمتی ‌و نجات دهنده ای ندارد ‌و ملجا ‌و پناهی (از قهر ‌و انتقامت) جز درگاه (کرم) حضرتت نخواهد داشت

ای خدای من از تو درخواست می کنم به حقی که تو را بر جمیع خلائق واجب ‌و لازم است ‌و به ‌آن اسم عظیم (و نام بزرگ که رسولت را امر کردی بدان نام تو را تسبیح گوید ‌و به حق جلال ذات بزرگوار کریمت که ‌آن عظمت ‌و جلال هرگز دستخوش فرسودن ‌و تغییر ‌و تحول ‌و فنا ‌و زوال نخواهد شد از تو) به حق ‌آن حق ‌و ‌آن اسم بزرگ ‌و ‌آن جلال ابدی سرمدی (درخواست می کنم که درود بر محمد ‌و آل پاکش فرستی ‌و مرا هم به عبادت (و طاعت) خود از هر چیز بی نیاز گردانی (و لذت ‌و ابتهاج مرا منحصر به ذکر ‌و عبادت ‌و معرفت ‌و توجه ‌و انس به حضرتت مقرر فرمائی) ‌و هم از تو می طلبم که نفس (قدسی) مرا به واسطه خداترسی (و خضوع ‌و خشوع به درگاهت) به کلی از توجه به دنیا منقطع سازی ‌و روی دلم را به کرامت ‌و عنایتت به جانب رحمت (نامنتهای) خود گردانی

که ای خدای مهربان من (از قهر) تو به سوی تو فرار می کنم ‌و تنها از تو (یعنی از بعد ‌و فراق ‌و قهر ‌و عتاب تو) می ترسم ‌و تو را فریادرس می طلبم ‌و تنها به تو (و کرم ‌و احسان بی انتهای تو) امیدوارم ‌و تو را به دعا می خوانم ‌و به درگاه حضرتت پناه می آورم ‌و تمام وثوق ‌و اعتمادم به تو (و کرم ‌و عفو ‌و بخشش تو) است ‌و هم از تو (در همه ‌ی امورم) استعانت ‌و یاری می طلبم ‌و به درگاهت امن ‌و امان می جویم ‌و (در هر حال) به تو توکل می کنم ‌و به جود ‌و کرم حضرتت اعتماد من است.